پاورپوینت اَلدَّرْسُ الثّاني عربی، زبان قرآن 1 پایه دهم علوم انسانی (pptx) 29 اسلاید
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : PowerPoint (.pptx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید: 29 اسلاید
قسمتی از متن PowerPoint (.pptx) :
اَلدَّرْسُ
الثّاني
عربی، زبان قرآن (1)
پایه دهم علوم انسانی
إنکم مسؤولون
کانَتْ سُمَيَّةُ بِانتِظارِ والِدَتِها بَعْدَ انْتِهاءِ الدَّوامِ الْمَدرَسيِّ. وَ کانتَ حجُرُاتُ الْمَدرَسَةِ مُغْلَقَةً، وَ کانَتْ مُديرَةُ الْمَدرَسَةِ وَ بَعضُ الْمُدَرِّساتِ يَنتَظِرْنَ أنَ تفَرغُ الْمَدرَسَةُ مِنَ الطّالِباتِ. عِندَئِذٍ سَمِعَتْ سُمَيةَّ صَوتَ مُکَيِّفِ الْهَواءِ مِنْ إحْدَی الْحُجُراتِ. فَظَنَّتْ أَنَّ طالِباتِ صَفٍّ آخَرَ في حِصَّةِ تَقويَةٍ، أَوْ يُمارِسْنَ نَشاطاً حُرّاً؛ وَ عِندَما نظَرَتْ بِدِقَّةٍ، وَجَدَتِ الحْجْرَةَ فارِغَةً وَ بابَها مُغْلَقاً
.
فَذَهَبَتْ إلَی مُديرَةِ الْمَدرَسَةِ، وَ أَخْبَرتْها بِما شاهَدَتْ. فَشَکَرَتْهَا الْمُديرَةُ، وَ طَلَبَتْ مِن سُمَيَّةَ إِطفاءَ الْمَصابيحِ وَ الْمُکَيِّفِ.
سمیه پس از پایان ساعت کار مدرسه در انتظار مادرش بود. و اتاقهای مدرسه بسته بود و مدیر مدرسه و برخی از آموزگاران منتظر بودند تا مدرسه از دانش آموزان خالی شود. در این هنگام سمیه صدای کولر را از یکی از اتاقها شنید. پس گمان کرد که دانش آموزان کلاس دیگردر زنگ تقویتی اند یا فعالیت آزادی را انجام میدهند. هنگامی که با دقت نگاه کرد، دید اتاق خالی است و در آن بسته است. پس نزد مدیر مدرسه رفت و مدیر را از آنچه دیده بود آگاه کرد. مدیر از او سپاس گزاری کرد و از سمیه درخواست کرد چراغها و کولر را خاموش کند.
عِندَئِذٍ شاهَدَتِ الْمُديرَةُ طالِبَةً بِاسْمِ فاطِمَة. کانَتْ فاطِمَةُ تَذهَبُ لِإِغلاقِ حَنَفيَّةِ الْماءِ الَّتي کانَتْ مَفتوحَةً قليلاً.
وَ في صَباحِ الْيَومِ التّالي، شَکَرَتْ مُديرَةُ الْمَدرَسَةِ فِي الِإصْطِفافِ الصَّباحيِّ سُمَيَّةَ وَ فاطِمَةَ لِإهْتِمامِهِما بِالْمَرافِقِ الْعامَّةِ. و في حِصَّةِ الْعُلومِ الِإجْتِماعيَّةِ، قامَتْ رُقَيَّةُ وَ سَأَلَتِ الْمُدَرِّسَةَ: «مَا الْمَقصودُ بِالْمَرافِقِ الْعامَّةِ
؟»
أَجابَتِ الْمُدَرِّسَةُ: «هيَ الْأماکِنُ الَّتي تَمتَلِکُها الدَّولَةُ وَ يَنتَفِعُ بِهَا النّاسُ جَميعاً. إِذا فَهِمْتِ مَعناها، فَاذْکُري لَنا أَمثِلَةً لِلْمَرافِقِ الْعامَّةِ
.»
در این هنگام مدیر دانش آموزی به نام فاطمه را دید. فاطمه میرفت تا شیر آبی را که کمی باز بود ببندد
.
صبح روز بعد مدیر مدرسه در صف صبحگاهی از سمیه و فاطمه به خاطر توجه آن دو به تأسیسات عمومی سپاس گزاری کرد. در زنگ علوم اجتماعی رقیه برخاست و از دبیر پرسید: مقصود از تاسیسات عمومی چیست
؟
دبیر پاسخ داد: آن مکانهایی است که دولت مالک آن است و همه مردم از آنان سود میبرند. اگر معنای آن را فهمیدی برای من نمونههایی از تاسیسات عمومی یاد کن.
أجَابتَ رُقيَةَّ: «الَمْدارِسُ وَ الهَواتفِ العْامَّةُ وَ المْستشَفَياتُ وَ المْستوَصَفاتُ، وَ المَتاحِفُ وَ المْکتبَاتُ وَ دَوراتُ المْياهِ وَ الحْدائقِ العْامَّةُ وَ الأْشَجارُ علَیَ الرَّصيفِ و أعَمِدَةُ الکْهرَباءِ. أَجابَتِ الْمُدَرِّسَةُ: «أَحْسَنْتِ، وَ الْحِفاظُ عَلَی هذِهِ الْمَرافِقِ واجِبٌ عَلَی کُلِّ مُواطِنٍ.» سَأَلَتِ الطّالِباتُ بِتَعَجُّبٍ: «لِمَ وَ کَيفَ؟! ذٰلِكَ واجِبُ الدَّولَةِ.» قالَتِ الْمُدَرِّسَةُ: «بَلْ هيَ مَسؤوليَّةٌ مُشتَرکَةٌ.
رقیه پاسخ داد: مدرسهها و تلفنهای عمومی و بیمارستانها و درمانگاهها، و موزهها و کتابخانهها و سرویسهای بهداشتی و پارکهای عمومی و درختان کنار پیاده رو و دکلهای برق
.
دبیر پاسخ داد: آفرین! نگهداری از این تأسیسات بر هر شهروندی واجب است
.
دانش آموزان با شگفتی پرسیدند: «چرا و چگونه؟! این کار بر دولت واجب است
.»
دبیر گفت: ولی این کار مسئولیت مشترک است.
وفَسُمَيَّةُ الَّتي أطَفْأتَ الْمُکَيِّفَ وَ الْمَصابيحَ وَ فاطِمَةُ الَّتي أَغْلَقَتْ حَنَفيَّةَ الْماءِ، وَ الطّالِبَةُ الَّتي تَدخُلُ مَکتَبَةَ الْمَدرَسَةِ فَتُحافِظُ عَلَی الْهُدوءِ فيها وَ عَلَی نَظافَةِ الْکُتُبِ وَ تَرتيبِها، وَ تِلْكَ الَّتي تَنصَحُ مَنْ يَرمي النُّفاياتِ في غَيرِ مَکانِها بِکَلامٍ طَيِّبٍ؛
پس سمیه ای که کولر و چراغها را خاموش کرد و فاطمه ای که شیر آب را بست، و دانش آموزی که به کتابخانه مدرسه می رود و آرامش کتابخانه را حفظ میکند و از نظافت کتابها و ترتیب آنها مواظبت میکند، و آن دختری که با سخن نرم انسانی را پند میدهد که زبالهها را در جای غیرمناسب میاندازد.
اینها به تکالیفشان عمل میکنند، همانند شهروندانی که احساس مسئولیت میکنند
.
سمیه ایستاد و گفت: آیا مناسب نیست که این حدیث را روی تابلوی دیواری بنویسیم
؟
شما مسئول هستید حتی از زمینها و چهارپایان. «امیرالمومنین علی
»
و معلم پذیرفت و گفت: این پیشنهاد خوبی است و همگی در عمل به این حدیث با یکدیگر همیاری خواهیم کرد.
هؤلاءِ
يَعمَلْنَ بِواجِباتِهِنَّ کَمُواطِناتٍ يَشْعُرْنَ بِالْمَسؤوليَّةِ
.
قامَتْ سُمَيَّةُ وَ قالَتْ: «أَ لَيسَ مِنَ الْمُناسِبِ کِتابَةُ
هذَا
الْحَديثِ عَلَی اللَّوحَةِ الْجِداريَّةِ
؟
أنّکم مَسؤولون حتی عَن البُقاع و البَهائم. «امیرالمومنین علی
»
قَبِلَتِ الْمُدَرِّسَةُ وَ قالَتْ: «هذَا الاقِتْراحُ حسَنٌ، وَ سَنَتَعاوَنُ جَميعاً عَلَی الْعَمَلِ
بِهذَا
الْحَديثِ.
المعجم
عیّن الصَّحيحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ
الدَّرس
با توجّه به متن درس ، جمله های درست یا نادرست را معلوم کنید .
۱- کانَتْ سُمَیَّهُ بِانْتِظارِ والِدَتِها لِلذَّهابِ إِلَی الْمَنزِلِ.
۲- ذَهَبَتِ الْمُدیرَهُ نَفسُها لِإِطفاءِ الْمَصابیحِ وَ الْمُکَیِّفِ.
۳- أَخبَرَتْ سُمَیَّهُ مُدیرَهَ الْمَدرَسَهِ بِما شاهَدَتْ فِی الْحُجرَ هِ.
4- اَلْمَرافِقُ الْعامَّهُ هیَ الْأَماکِنُ الَّتی یَمتَلِکُها بَعضُ النّاسِ.
۵- شَکَرَتِ الْمُدیرَهُ فِی الِصْطِفافِ الصَّباحیِّ جَمیعَ الطّالِباتِ.
(سمیه برای رفتن به خانه منتظر مادرش بود.)
(مدیر خودش برای خاموش کردن چراغها و کولر رفت.)
(سمیه، به مدیر مدرسه درباره آنچه در اتاق دیده بود خبر داد.)
(تأسیسات عمومی جای هایی است که برخی از مردم مالک آن اند.)
(مدیر در صف صبحگاهی از همه دانش آموزان سپاسگزاری کرد.)